مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
از آسـمان طـراوت باران نـزول کرد اسرار وحی، خانه به قلب رسول کرد او روزه بود و سیب بهشتی حلول کرد آری، خـدا عـبـادت او را قـبـول کـرد یک چـله سـجـدۀ سحـر او نـتـیجـه داد سرمـایهای عـظـیم خدا بر خـدیجه داد امروز، روز کوری آن قوم ابتر است تـوحـید در تـلاوت آیـات کـوثـر است «فَصّل» یا رسول که هنگام «وانحر» است روز طلوع دختر دین، روز مادر است داده خـدا به آنکه ز یـوسـف مـلیـحتـر طفلی که سجده برده بر او یازده قـمر ای آنکه بوسه زد لب خاتم به دست تو شد پـاک نـام آب، مـسـلـم به دست تـو حـوا شده است محـرم آدم به دست تو باشد کـلـیـد خـلـقـت عـالـم به دست تو منـظـومـۀ زمـان و زمـین! اشفـعی لنا ای آسـمـان حـبل مـتـیـن! اشـفـعـی لنا بانوی آسمانی و بر فرشی از حـصیر با چـرخ آسـیـای تو گـردید چرخ پـیر تو دخـتـر حـرا شدی و همسر غـدیـر خورشید روشن استی، از کور رو بگیر تا از حـجـاب تو بـدمـد جـلـوۀ شـهـود تا نـور چـادر تو شـود مـنـجـی یـهـود یاس بهـشتی و به زمین در شکـفـتـنی سـر تا قـدم چـو آیـۀ تـطهـیـر روشـنی اســرار آفــریــنــش والای هــر زنـی مـریـم، اگـر بـتـول شـد از پـاکـدامـنی آری ولی به رتـبـه که زهـرا نمیشود خـیـر النـسـای خـلـق دو دنـیا نمیشود در بخـشـش لـباس عروسی نشانه بود دریای جود و رحمت تو بیکرانه بود نه سال خـانـهداری تو، عـاشـقـانه بود آن خواهـش انار تو هم یک بهانه بود میخواستی، به کورِ خرابهنشین رسد میخواستی، طعـام بهـشت برین رسد زهـرایـی و نـمـاز تو انـوار کـردگـار حـورایـی و به جـامـۀ انـسـیـه آشکـار منصورهای و نصرت تو روح ذوالفقار تو فـاطـمه شدی که پنـاهم دهی ز نار ام الحسن که قامت صبرت قیامت است ام الحسین و مکتب سرخت شهادت است |